تبليغاتX
....و در اینجا وحید می نویسد !
ببین چه بلند است نعرههای سکوت
در این پیچ و گردش روزگار که کماکان طلوع بی غایت منشا هستی ادامه دارد ، رو به آسمان می نگرم ....

برایم تصویر ستارگان در پوشاننده ی زمین همچو پرده ای از دل غمگینم است که روشنایی ستارگان مانند کورسوهای براق در دل تاریک وجودم ، نمایان می شوند ...

از تو یاری می طلبم تا حقیقت زندگی را  آنگونه که تو می پنداری ، پی ببرم. توانایی من از درک این زندگی چیزی فراتر از چند جمله نیست

زندگی را دیدم در  ۵  حرف :

 "ز" را همچو زجری می بینم که نمایان است وجودش من بنده دلیلی بر توصیفش نمی بینم .

 "ن" را نشاطی می دیدم که دیگر نمی بینمش  ، گرفتنش از ما ،  گرچه چیزی نگفتیم ، کاری نکردیم 

"د"  اگر نبود ، زندگی نبود، زندگی معنا نداشت ، شکر گذار باش که دل در زندگی نهفته است . دل که حقیقت خلق من و تو بدان بسته است .

"گ" گردابی است که همه را در خود می گیرد، همه بدان وابسته ایم ، گرداب نهایی چه زمانی هویدا می شود؟

"ی" حرف آخر است، اما ابتدای کار ، ی همان یاری است ، یاری که اگر نبود ، کاری نبود ، هر کاری نیازمند یاری ابتدایی مابین کنندگان آن است.

آه ای تمام کننده ی هر آغازی بی پرده از تو درخواست می کنم این روشنی دل من را در ظلمت درونش ، نورافشانی کنی و در تلاطم هستی آن را به نمایش بگذاری .

واینچنین بنمایی که من همانند ابرهای روزهای بهاری ، اشکهایم چاره شوند !........آمین

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 19:16  توسط vahid_92 | 

چه کسی می گوید .....

 چه کسی می گوید   که شقایق ها نیز..... می توانند بدانجا سفری عزم کنند؟

  لنگر کشتیمان افتادست در آب.....

                                            تا ساحل راهی است ، اما اینجا چرا؟

ماهیان را بِنِگر ؛ همه مست نگامان شده اند...

پری دریایی، صورت تو به کدام آب روان آغشته ست ؟

                                                  تو چرا می گریی؟

                                                          **********

روزگار خنده ی غمناک منو  دل تنگی توست .....

                                                تو چرا می گریی؟

                                                        **********

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 18:45  توسط vahid_92 | 

می بینم تو را ....هر وقت.... هرجا باشی.... و تو همیشه خواب اینجا را می بینی . می بینمت ، خواب مردی سوزان می بینی ، با شعله های سبز ، در مه شامگاهی . می بینمت ، سنگ و آهن خزه می شوند، رنگ نرگسی صورتت محو می شود . در کوچه ی تاریک و خیس فریاد می زنی ولی صلیب ها نمی شوند و تو برقابرق سپیدار های گورستان را در دل فراموش شده ی من می بینی . دهانی پر از خاک تو را صدا می زند ، صدای بی هوایش به تو می رسد ... هرجا باشی ..... روبروی بتی چهار دست در  << بنارس >> که ایستاده باشی . صدایش روی آن ماه گرفتگی شبدری کنار گوشت می خزد و تو  می سوزی .... مثل عود.....

افســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس....

افسوس مثل عود می سوزی ای دل بیچاره، خوبان را ستایش می کنی و همه می دانند تو خود نیازمند ستایشی . می بینی همه را ،حتی من ، همه ساده می زنند خود را در  پس نقابهای ساده نما....

خارهای آب .... تیغه های نور .... کینه های خاک و زهر های باد ، مرا نشانه گرفته اند. از ذهن همه هلهله ی خواهش مرگم را می شنوم . می خواهند ببینند رقص تنم را فراز سرهاشان . می خواهند بشنوند آه دم مرگم را. می خواهند روی جنازه ام پا بگذارنند و به خانه هایشان بروند ، برای بچه هایشان تعریف کنند تا از کابوس آنها بیرونم کنند . تو باورم کن دل خاموش ، من را نمی یابند  در امینم و امان هوش من که خون داغ هفت روباه سرخ را نوشیدم و آنقدر به چشم مار کبری خیره مانده ام که گر گرفته است . ثروتم را از همه پنهان کردم ، داناییم را از همه پنهان کردم ، تا مرا نبینند ، اما تو! دل رویاهای مردان تنها ، روز و شب شاهدم  که  باشی ، باورم می کنی ، کینه ای که ازخارهای دل دیگران به دل گرفته ای به شادکامی و یگانگی برایت بدل خواهد کرد. به سخن بیا که اگر سکوت کنی دستهایم ، پاهایم ، سینه ام  و چشمهایم آتش می شوند.

می روم به دوردستها ......

         آنجا همه چیز خوب است  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:39  توسط vahid_92 | 

گل .....

واژه ای که برای اندک زمانی با شنیدنش افکار مثبت را در ذهنت هویدا می کند و شیئی که با دیدن و یا  لمس کردن آن زیبا ترین احساس را  در خود بروز می دهی و خستگی را از ذهنت بیرورن می کند ....

اینان اشتراک ماهیت گل در باور من و امثال من و شاید خود تو ای "شاه زاده ی شرقی " باشد . انسانها همه گل  را دوست دارند ، (یا در بد ترین حالت اگر هم دوست نداشته باشد ، از آن بدشان نمی آید ). آن را زیبا می پنداریم .

ولی حیف ای " شاه زاده ی شرقی" .....!

حیف ... حیف که تو با گذشته بسی فراوان تغییر کردی ...

یادش بخیر در گذشته از چند فرسخی هم که می گذشتی ،  بوی زیبایت مشامم را التیام می بخشید و باغ گل را برایم مجسم می ساخت ، لیکن باغی در کار نبود و در عوض وجود نازنینت طنین انداز روانم بود و دشت گلی را نمایان می کرد.

خوش باد آن روزگاران .....

ولی حال چه ....؟ تو را براستی چه شده که حال سبد های گل را هم به خود بیارایی از تو بویی خارج نیست مگرننگ و ریا.....؟

چه زیباست تصور خدایی که می دانم هست و هیچگاه ندیدمش و رنگ آبی دریایی که میدانم نیست و همیشه می بینمش ....

به خود برگرد  زیبا روی و دلنشین گذشته

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:53  توسط vahid_92 | 

و...آنچنان پرواز قد بر افراشت.

 شاهزاده ی شرقی تو هم بوی غربت را گرفتی !!!تو دیگر چرا؟همین چند وقت پیش می خندیدی به آدمهای شبیه الآنت ! حال تو نیز مثل گذشته ی  آنان شدی و حتما باعث خنده ی آدمکهایی شدی که به حال امروزت می خندند !

 ولی شاید آنان هم به مانند تو دچار شوند و این چرخه تا ابد ادامه پیدا کند .

می دانی و نمی دانی ، می فهمی و نمی فهمی ، زندگی می کنی و نمی کنی ، دقت می کنی و نمی کنی ، زندگی را می گذارنی و نمی گذرانی ... اشک می ریزی و اشک می ریزی و اشک می ریزی ، فقط اشک می ریزی.

 اشک  چیز خوبی است ، نه آنکه در زندگی فقط آن را بچشی و تضادش را تجربه نکنی .

گاهی اوقات باور ادراک انسانها کار سختی است ، گاهی دشوار و گاهی ناممکن ، امیدوارم تو جز دسته ی اول و آخر نباشی که در این صورت طعم تلخی شیرین بودن را می فهمی !

شاهزاده ی شرقی دلیل بودنت را می دانی یا فقط هستی؟ می دانی چرا وجود داری یا فقط موجودی؟به روشنی تاریکی شب یلدا واضح است در گستره ی جهان هستی تنها می گردی و می گردی

.... کاش روزگار خط صاف بود تا هیچ وقت به ابتدای آن نمی رسیدی ولی تو را چه سود از این بازگشتها؟ 

در جلو قدم بردار  

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 18:4  توسط vahid_92 | 

دیگر جایی برای اندوه و فکر باقی نمانده است .... آه ای سرزمین آریایی ام .... مدتی است ما تو را فراموش کردیم  یا تو ما را؟.... یادش بخیر گذشته ها  ما که نبودیم ببینیم  ولی اسنادی باقی است که شهادت می دهد ما در جهان چه بودیم ، چه قدرت و منذلتی داشتیم ، چه جایگاهی داشتیم و از چه احترامی بر خوردار بودیم. گفتم شهادت ، یاد خیلی چیز ها افتادم....

واژه ای مقدس که برای یک لحظه بعد از شنیدنش تنت را می لرزاند . واژه ای که به حق در این چند سال مضحکه ی زبان عده ای شده است که تمام کاستی ها و بی شرمیهای خود را با آن توجیه می کنند . این عده باید بدانند شهادت یا مرگ مقدس یا دلیرانه مردن فقط در اسلام معرفی نشده  است که     سابقه ی آن را غریب به ۱۴ قرن بدانید ... نخیر ،  پارسیان آزاد اندیش از مدتها قبل از اسلام با این واژه ی انسانی  و  نه صرفا اسلامی آشنا هستند و به راستی کوروش و داریوش از اولین شهدای این مرز و بوم اند که در جهت خدمت به اجداد ما جان خود را از دست دادند.....

اما این روزها در کشورم ایران چه می گذرد..... چماق به دستان وحشی را بعد از مرگ و یا زخمی شدن ،شهید و جانباز می دانند و انبوه مردم را که گناهشان طلب آزادی ،روشن شدن حقیقت و دلسوزی به وطن است،بعد از بدرودشان از این دنیا ،اراذل و خار و خاشاک و شورشی می نامند . این ایرانم است؟

خواهم ز تو اندوه فراوان ـــــــ جان من سخت در گریبان ــــــ ایرانم شده ویران

ایرانم شده ویران

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 15:7  توسط vahid_92 | 
مقدمه

بحران هویت از مقولات مهم در عصر جدید و مورد تأکید در دهه‏های اخیر در سراسر جهان است و در سطح جهان و کشورهای گوناگون با رویکردهای متفاوت مورد بحث و کاوش‏های فراوان قرار گرفته و مقالات متعددی در این باره به نگارش در آمده است.

بحران و هویت

سلامت‏شخصیت در گرو سازگاری آدمی با محیط اجتماعی پیرامون و رعایت نرم‏های اجتماعی و نیز تفسیر متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزش‏هاست. هنگامی که در این فرایند خللی و کاستی و چالشی پدیدار شود، نا به هنجاری و اضطراب روانی نمودار خواهد شد، و آن گاه که این اختلال مضاعف شود و پیامدهای ویرانگری بیافریند، می‏توان آن را "بحران‏" نامید . از این رو، هویت ‏سالم و آرام در جایی معنی می‏یابد که شخص از نگرش یکدست و سنجیده‏ای از خویشتن و جهان بهره‏مند باشد و عناصر سازنده شخصیت وی از تلائم و سازگاری برخوردار باشند و برای خود زندگی معنی داری ساخته باشد. در نقطه مقابل، هویت‏ بحران‏زده هنگامی مصداق می‏یابد که تعارض و چالش جدی در نگرش فرد میان عناصر اثرگذار و سازنده شخصیت وی پدید آمده باشد، و فرد از ارائه تفسیر جامع از آنها و پاسخ قانع کننده به معنی زندگی ناتوان باشد، و نیز آن گاه که فرد یا جامعه‏ای از تأمین نیازهای ضروری خود و قدرت بر اشباع یا اقناع خود، عاجز باشد، با شخصیت و هویت ‏بحران زده مواجه خواهد شد. بحران درونی و بیرونی در تعامل، تأثیر و تأثر متقابل قرار دارند. بحران‏های اقتصادی و اجتماعی می‏تواند نگرش فرد را از درون آسیب‏پذیر کند و بحران درونی تولید نماید و از سوی دیگر، ناسازگاری‏های درونی و بازماندگی عقلانی و عاطفی افراد و گروه‏ها می‏تواند بحران‏های اجتماعی بیافریند. بحران‏های مادی و اقتصادی برای ملت‏ها در درجه دوم اهمیت قرار دارد. بحران‏های عقلانی، عاطفی و معنوی در عرصه روح آدمی بسیار خانمان سوزتر است. همه بحران‏های اجتماعی تا آن جا که شخصیت جامعه و مشروعیت نهادهای اجتماعی را آسیب زده و بحران زده نساخته است، چندان مهم نیست. بحران هویت گاهی در حد فردی و شخصی می‏ماند و گاهی، میان افراد و گروه‏ها شیوع می‏یابد و به بحرانی عام و اجتماعی تبدیل می‏شود. بنابراین، بحران هویت در یکی از شرایط و احوال زیر پدید می‏آید:
الف: آن گاه که فرد یا جامعه از تأمین نیازهای بنیادی و اصیل خود باز بماند و راهی برای پاسخ‏گویی در نیابد.
ب: هنگامی که میان اجزاء و ابعادی از شخصیت و معیارها تعارض درگیرد و فرد یا جامعه از حل جامع و ایجاد وفاق میان آنها یا ترجیح و اولویت گذاری ناتوان باشد.
ج: در هنگامه تحولات و تغییرات روحی و یا دگرگونی‏های اجتماعی انتظار ظهور بحران‏ها می‏رود، و از آن جا که در عصر جدید این تحولات در مقیاس وسیعی می‏افتد بحران‏های بیشتری نمایان می‏شود.
همان طور که در سنین رشد و دوره نوجوانی شرایط بروز بحران‏های فکری و عاطفی فراهم‏تر است، به همین دلیل در جامعه‏های در حال گذر این امر به خوبی احساس می‏شود. بنابراین، انواع بحران‏ها می‏تواند به بحران هویت تبدیل شود و این بدترین وضعیتی است که امکان دارد برای جامعه پدید آید.

انواع هویت

هویت از آن نظر که ساخته و پرداخته عوامل گوناگون است دارای تقسیم‏های متعددی است. در این جا به برخی از آنها اشاره می‏کنیم: از یک نگاه، هویت ‏به فردی و اجتماعی تقسیم می‏شود و هویت اجتماعی به صنفی، گروهی، قومی، ملی، منطقه‏ای و جهانی تقسیم می‏شود. با نگاهی دیگر هویت ‏با محوریت مراحل رشد دارای انواعی از این گونه است: کودکی، نوجوانی، جوانی، میان سالی و کهن سالی. از جهت دیگر، لایه‏های هویت را در ابعاد و ساحت‏های وجود آدمی باید جست و جو کرد، مانند هویت اعتقادی، اخلاقی، عاطفی، رفتاری و مانند آن. البته هویت کلی و مطلق برآیند و محصول تعامل مجموعه این ابعاد، لایه‏ها، دایره‏ها و اقسام است.

انواع بحران‏ها و بحران جوانی
در آغاز مناسب است ‏بر این نکته تأکید کنیم که بحران‏ها از لحاظ سنی به دو دسته تقسیم می‏شود:
الف: بحران‏های عمومی که به سن و مرحله خاصی از رشد فرد ارتباط ندارد و ممکن است در هر مرحله‏ای - در سطح فردی یا در مقیاس اجتماعی - اتفاق افتد.
ب: بحران‏هایی که به مقاطع و دوره‏های خاصی از مراحل رشد آدمی اختصاص دارد. در این میان بحران‏های دوره جوانی از اهمیت ‏بالاتری برخوردار است و در کتاب‏ها و پژوهش‏های روان‏شناسی محور بررسی‏های دامنه‏دار قرار گرفته است.
نکته‏ای که شایسته دقت است آن که بحران‏های نوع اول بروز غالب و حساس آن در دوره جوانی است. اصولاً به دلیل اهمیت مرحله جوانی و نقش مؤثر و آشکار جوانان و آگاهی و انرژی آنان، بحران‏های فکری و ذهنی آنان به کل جامعه سرایت می‏کند و هم بحران‏های عمومی با شتاب زیاد در میان جوانان نمایان می‏شود. از این رو نسل جوان را در این زمینه باید مرکز توجه و عنایت قرار داد و نگاه‏ها را بدان معطوف کرد.
اینک به انواع گوناگون بحران‏ها می‏پردازیم. از نگاه کلان می‏توان بحران‏ها را به سه نوع عمده تقسیم کرد:
الف: بحران‏های انسانی.
ب: بحران‏های انسان معاصر.
ج: بحران‏های منطقه‏ای.
قسم اول بحران‏های انسان از آن جهت که انسان است ‏با قطع نظر از زمان و مکان ممکن است ‏با آن مواجه شود و همواره گریبان‏گیر آدمیان بوده است. نوع دوم بحران‏ها و چالش‏هایی که تمدن معاصر با آن روبه‏رو شده، به طور برجسته‏تری از اعصار کهن رخ نموده است. نوع سوم بحران‏هایی است که در مناطق گوناگون دنیا در چهره‏های متفاوت پدید می‏آید.
در این جا به ریشه‏ای‏ترین چالش‏ها، نگرانی‏ها و بحران‏های هویت از گونه نخست اشاره می‏کنیم.

بحران‏های انسانی
الف: بحران مرگ و فنا
این پرسش همواره ذهن آدمی را به خود مشغول داشته است که من جاودانه‏ام یا با مرگ در بیابان فنا و نیستی فرو می‏افتم؟ سردرگمی در جست و جوی پاسخ به این پرسش و تصور نابودی مطلق، اگر برای افراد بصیر به درستی به تصویر کشیده نشود، مایه دلسردی، نومیدی و گونه‏ای از بحران هویت می‏تواند باشد.
ب: بحران پوچی و بی‏معنایی
سلامت و شادابی زندگی و به هنجاری هویت وابسته به معنی‏دار بودن زندگی و باور به فلسفه معقول زیست آدمی است، اما همواره این معنی‏یابی آسان به دست نمی‏آید و چه بسا در اثر نگاه مادی و آدمی از این بابت دستخوش بحران هویت می‏شود.
ج: تعارض اخلاق و سود
چنان چه کسی نتواند در درون خویش ناسازگاری آزار دهنده سود فردی و عمل اخلاقی را حل کند، انتظار می‏رود در چنبره و سیطره چالش‏ها و بحران‏های هویت قرار گیرد. بر اینها می‏توان بحران مادیت و معنویت را هم افزود.

بحران‏های انسان معاصر
برخی از بحران‏های هویت نوپیدا و زاییده عصر و تمدن جدید است. اینک به شاخص‏ترین آن‏ها اشاره می‏شود؛
1- سنت و تجدد
از چالش‏های بزرگ انسان معاصر، تحیر میان سنت و تجدد است. تمدن نوین بسیاری از هنجارها و نگرش‏های دنیای پیشین را که جزو هویت آدمی محسوب می‏شده، به چالش کشیده و تعارض پاره‏ای از عناصر تمدن جدید و مدرنیته با معیارهای اعصار پیشین از یکسو در درون آدم‏ها بحران آفریده است و از سوی دیگر، میان بخش‏های گوناگون دنیا و کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه جدایی افکنده، منشأ بروز بحران‏ها شده است. یکی از مقولات عصر تجدد، گسترش تردید و نسبیت‏گرایی مطلق در معرفت‏شناسی و اخلاق است که تولید کننده نا به سامانی‏ها و بحران‏های درونی فراوانی است، و این همان مسیری است که علم و اخلاق آن را طی کرده است. عقلانیت الهی و ایمان دینی از پایه‏هایی است که تا حد زیادی می‏تواند این بحران را مهار سازد و آرامش و هویت‏سالمی را به نسل امروز ارزانی دارد.
2- سیطره ماشین و اقتضائات آن
از جمله بحران‏های زاییده عصر جدید، که هویت آدمیان را نیز بحران‏زده می‏سازد، پدیده فن‏آوری جدید و ماشین و اقتضائات روان شناختی و اجتماعی آن است. فن‏آوری و ماشین ضمن آن که پدیده‏ای سودمند به حال بشر بوده است، با این حال رشد و توسعه آن موجب نوعی خود بیگانگی انسان از خویشتن و دور افتادن آدمی از طبیعت ناب و سیطره کمیت و حاکمیت روح خشونت‏شده است. البته همه این امور در هویت آدمی و به ویژه در روح جوان طوفان‏زا و بحران آفرین است.
3- عصر ارتباطات و جهانی شدن
شتاب تحولات زمانه و گسترش ارتباطات و انفجار اطلاعات در دهه‏های اخیر و نیز دگرگونی‏های عظیم در جغرافیای سیاسی، بر سرعت‏ حرکت‏ به سمت دهکده جهانی و جهانی سازی افزوده است. اما جهانی سازی دارای دو قرائت است، بنا بر یک قرائت - که متأسفانه تا حد زیادتی هم رواج دارد و در شمال بیشتر مطمح نظر است - جهانی سازی یعنی برتری تمدن‏های خاص و اضمحلال هویت‏های دیگر در آن. البته این امر هم مولد بحران‏های اجتماعی و هم بحران هویت در میان نسل جدید در جنوب و حتی اروپا است و چاره مشکل ارائه، تقویت و تثبیت قرائت دوم از جهانی شدن است و آن عبارت است از قرائت متعادل و سنجیده‏ای از جهانی شدن که در آن تمدن‏ها و فرهنگ‏ها پذیرفته شود و هویت‏ها و مقولات فرهنگی ملت‏ها نفی نشود و درصدد تحمیل معیارها و ارزش‏های واحد به صورت اجبار و یک جانبه بر نیایند. باید بر این نکته تأکید کرد که شتاب تحولات این عصر و جهش به سمت وضعیت‏های نوین، هم وضعیت هویت ‏شمال و به ویژه بخش اروپایی آن را متزلزل و بی‏ثبات می‏کند و هم هویت جنوب را دستخوش بحران می‏کند. باید توجه داشت که به دلیل پیوستگی اقلیم‏ها و مناسبات نزدیک فرهنگ‏ها با شتاب فزاینده، بحران‏های اجتماعی و شخصیتی و هویتی در هر گوشه‏ای از دنیا بالقوه می‏تواند بر همه جهان تأثیرات پایداری بر جای نهد، و اندیشه جزیره‏های از هم جدا، امروز نمی‏تواند مطلوب هیچ جامعه و فرهنگی باشد.
4- احساس عدم ثبات و امنیت
در نتیجه آنچه بدان اشاره شد اصولاً تمدن جدید ضمن دستاوردهای بسیار مثبت، زمینه را برای یک عصبیت فراگیر و احساس قرار گرفتن در پرتگاه جهانی فراهم آورده است، امری که مطمئناً نسل امروز را دچار بحران هویت و احساس تزلزل و عدم ثبات می‏کند. بی‏تردید راه حل معضل را در تلطیف روح بشر و ترویج فرهنگ معنوی باید جست و جو کرد. در این میان مسأله سلاح‏های کشتار جمعی، تروریزم و تخریب محیط زیست از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است و چنان چه مواجهه‏ای آگاهانه، عادلانه و فراگیر و ژرف با آنها به عمل نیاید، آسیب‏های فراوانی می‏تواند به بار آورد. اینک که چارچوب و طرح مورد وفاق در برابر آنها وجود ندارد، در ذهنیت و هویت آدمی و نسل امروز بحران‏های جدی به ارمغان آورده است.
5- خانواده
تغییرات اجتماعی و اقتصادی تحولاتی را در نگرش به خانواده و زن پدید آورده است که گرچه دستاوردهای خوبی را نتیجه داده است، اما از سوی دیگر کانون خانواده را که جایگاه انسان‏سازی و عاطفه‏پروری است، بسی لرزان و نا به سامان ساخته است، و این حقیقت، در بحران هویت نسلی که در این بستر رشد می‏یابد تأثیری بسزا می‏گذارد. نسلی که در خانواده‏ای اصیل و پر مهر و عاطفه پرورش یابد از احساس هویت مثبت و شخصیت متعالی برخوردار خواهد بود و چنان چه افرادی بی‏ریشه در خانواده‏ای استوار پرورش یابند، بی‏تردید از هویتی بحران‏زده مصون نخواهند بود. ادیان الهی و دین اسلام بر اصالت و صیانت ‏خانواده تأکیدی تام دارند و هماهنگ‏سازی زندگی مدرن با معیارهای استحکام و اصالت‏ خانواده نیازمند کوشش‏های عملی جدید و توافق‏های بین‏المللی است. بحران‏های منطقه‏ای در کشورهای جنوب
بیشتر آنچه بر شمرده شد به گونه‏ای در کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده می‏شود که در این جا به برخی از آنها که برجسته‏ترین است و پاره‏ای از بحران‏های ویژه آنان اشاره می‏کنیم.
جوانان در میان ملل جنوب بر سر دو راهی سنت و تجدد، جهانی شدن و ملی ماندن، پذیرش معیارهای عمومی جهانی و معیارهای خاص فرهنگی خود، هضم در فرهنگ دیگران شدن و صیانت از اصالت‏های ملی، ایستاده‏اند و این همه در درون آنان آتشی برافروخته و بحرانی در افکنده است. همه چالش‏های بزرگ در خصوص خانواده، شهرنشینی، سیطره جهانی‏سازی، و مانند آن دامن این نسل را نیز فراگرفته است ‏با آن که از بسیاری از امتیازهای زندگی جدید بی‏بهره یا کم بهره‏اند، و این امر بر سر در گمی و بحران هویت آنان می‏افزاید. در کشورهای جنوب و در حال توسعه به خصوص جوانان از لحاظ معیشت، شغل، منزلت، جایگاه، انتخاب وضعیت و امید به آینده، با دشواری‏ها گوناگون مواجه‏اند که هر یک روح آنان را می‏آزارد و بحران هویت می‏آفریند.

در کشورهای اسلامی چالش میان ملیت و اسلامیت و ابهام‏های موجود در مرزبندی‏های حلال و حرام دینی نیز از عوامل بحران‏زا به شمار می‏آید. نگاهی به حجم وسیع مقالات و تحقیقات و نیز جنبش‏ها و چالش‏های اجتماعی در کشورهای اسلامی از جمله ایران در این باره نشان دهنده جایگاه و اهمیت این موضوع است. علاوه بر این، گسست نسل‏ها، و تعدد منابع هویت‏بخش و ناهماهنگی و ناسازگاری آنها نیز باید در بحران هویت در این گونه کشورها مورد توجه قرار گیرد.

دین و هویت

پرسشی که در این باره فراروی دانشمندان دینی قرار دارد چگونگی موضع دین در برابر "هویت‏" است؟ با مراجعه به متون دینی می‏توان اصول زیر را در این باره به دست آورد. دین علی الاصول در باب اجزاء و عناصر هویت در طیف وسیع آن موضع تأیید و پذیرش دارد. منابع دینی پاره‏ای از هویت‏های فردی، صنفی، گروهی، خانوادگی، ملی، تمدنی، اجتماعی، فرهنگی و مانند اینها را هیچ گاه نفی نکرده و نخواسته است که از روان آدمی زدوده شود، بلکه برخی از آن‏ها مورد تأکید هم قرار گرفته است. با این اوصاف، دین بر شکوفاسازی و مزیت‏بخشی و ارجحیت گذاری هویت فطری، معنوی و اخلاقی اصرار ورزیده است. ادیان این توصیه را برای بشر به ارمغان آورده‏اند که متعالی‏ترین عنصر هویت و شخصیت عبارت است از سرشت معنوی آدمی، و آن را در مقایسه با سایر اجزای هویت ‏باید بر صدر نشاند. علاوه بر آنها، دین بر تنظیم، متعادل‏سازی و اصلاح دیگر عناصر در احساس هویت و بازداری از افراط در احساس هویت صنفی، گروهی، خانوادگی، ملی، نژادی و مانند آن تأکید تام می‏ورزد و هماره متذکر آدمی می‏شود تا از دام افراط و تعصب‏های جاهلانه نژادی، ملی و همانند آن بپرهیزد.
دین و بحران هویت پرسش دیگر در این باره این است: موضع و نقش دین در قبال انواع بحران‏های برشمرده شده چیست؟ با قطع نظر از رویکردهای افراطی و تفریطی در کارکرد دین، به اجمال می‏توان نقش‏ها و کار کردهای مثبت دین را در حل بحران‏های هویت به شکل زیر صورت بندی کرد:
1- پاسخ‏گویی و حل مشکل
نخستین کار کرد دین حل بحران از طریق حل ریشه‏ای آن و پاسخ گویی به پرسش و مشکل است. این کار کرد در قلمرو همه بحران‏ها جاری نیست، بکله برخی از مهم‏ترین بحران‏های هویت در زمینه‏های عام انسانی در قلمرو این صورت قرار می‏گیرند. حل بحران معنی داری زندگی یا مرگ و بقا مستقیم در حوزه رسالت دین قرار دارد و از دین انتظار می‏رود آن را پاسخ گوید. همین طور درجه‏بندی و تبیین نظام اولویت‏ها در زندگی و فعال‏سازی عناصر برجسته هویت ‏بیشتر در ساحت دین قرار می‏گیرد.
2- ترغیبت ‏به بهره‏گیری از اندیشه و تجربه بشری
در بسیاری از مشکلات انسانی و بحران‏های هویتی دین با قواعد کلی و عمومی به بهره ‏بردن از عقل و اندیشه و معرفت و تجربه بشری توصیه می‏کند و یافتن راهکارهای عملی را به آدمی واگذار می‏کند. چگونگی حل بحران خانواده یا آینده زندگی یا گسست نسل‏ها و مانند آن اموری است که به عقلانیت آدمی سپرده شده است. البته ایمان و اخلاق معنوی پشتوانه مهمی در این راستا خواهد بود. همان طور که رعایت اصول و قواعد کلی مورد تأکید دین باید مورد توجه باشد.
3- جایگزین‏سازی و مقاومت‏بخشی
کارکرد دیگری که از دین متوقع است و فی‏الواقع این نقش را دین در تاریخ و تجربه خود به نمایش گذارده است، مقاومت‏بخشی است. هنگامی که بحران و تعارضی در آدمی وجود دارد و پاسخ گویی به نیازی یا حل مشکلی امکان ندارد، ایمان دینی و مفاهیم وابسته به آن می‏تواند جلوی فرسودگی و اشتداد بحران و واماندگی فرد را بگیرد و به او اراده و دلیری و استواری ببخشد که بحران هویت در او فروکش کند. مفاهیم دینی مانند صبر، توکل، رضا و . . . نشان دهنده این محور مهم در سلامت روانی و مهار بحران‏های روحی است. مقاومت‏یابی در روان آدمی دارای ساز و کارهایی است و یکی از آنها جایگزین سازی است. آدمی هر گاه در یکی از ابعاد و ساحت‏ها احساس شکست و ناکامی بکند، می‏کوشد در بعدی دیگر آن را جبران کند و امر دیگری را جایگزین سازد، در آموزه‏های ادیان نیز از این ساز و کار استفاده، و بر انگیزه‏های متعالی ایمانی و موفقیت‏های معنوی به عنوان جایگزین درد و رنج‏های غیر قابل چاره، تأکید شده است. در پایان بر این نکته باید تأکید کرد که راز سعادت انسان و رهایی نسل پراضطراب امروز از بحران‏ها در گرو بازگشت دوباره به دین، اخلاق، معنویت، تفاهم و همدلی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 19:49  توسط vahid_92 | 
اولا تو اولین پستی که می خوام بذارم ،جا داره صمیمانه از همه ی دوستانم که به نوعی در ساخت این وبلاگ سهیم بودن ، تشکر کنم . (مخصوصا امیر علی و یاسمین )

یک سال گذشت ......

یک سال دیگر از پرونده  ی عمر من گذشت و بسته شد ....



دنیای من سکوت است، دنیای من عاشق نیست، دنیای من در گیر بودن و نبودن عقیده هاست، دنیای من مانی است(جنون جوانی) من پسر  پرواز شاپرک های بچگی همان پسرک سر به هوای دیروزم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 6:53  توسط vahid_92 | 
فکر کردم دیگه کم کم وقتش شده که بنویسی ! البته رو وبلاگ. نه ۳۶۰ چون موضوعایی که روشون بحث می کنی تخصصی تر از اونین که بخوان تو یاهو ۳۶۰ مطرح بشن!

رو پن کیک هم لینکت کردم ... شروع کن!

تولدت مبارک!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 1:24  توسط vahid_92 | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به هنگامی که بر دریای چشمت خیره گردیدم نه اندیشیدم این دریا مرا در کام خود میدید...
سکوت سرد ساحل را نمی دیدم نیندیشیدم این امواج اوسیانگر هزاران همچو من را در درونش آشنا کرده وبعداز یک هم آغوشی چگونه لاشه هایشان را به ساحل ها رها کرده؟ (Vahid92)

پیوندهای روزانه
سایه ها در شب
پن کیک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
پیوندها
پن کیک
سایه ها در شب
دختر پاییزی
-●(•▪●۩دارو دسته ی برو بکس باحال "دختر " ۩●▪•)●-
داداش مير حسين
ه ه ه
هويت گمشده
گیاهی در باغ تنهایی
من و... (مریم)
تجربه ی سایه
فرخنده
مريم تنها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM